ناصر الدين شاه قاجار
187
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
در آنجا عمارت دولتى ساخته است در دست چپ اوّل قريهء ملارد كه پاى گردنه واقع است قريه در ده قريه پينهجرد اين دهات هم در خاك زرند و جزو خلج است دهاتى كه متعلّق به خود زرند است در دست چپ جادّه قريهء خشكهرود كه در آخر خاك خلج واقع است و اوّل خاك خرقان قريهء بربر قريهء آسياوك قريهء مأمونيّه كه اردو افتاده است ميرزا سيّد عبد الكريمخان پيشخدمت هم كه از طهران آمده است امروز ديده شد شب هواى اينجا خيلى خوب بود باد سردى ميوزيد شب قبل از شام مشغول نماز بوديم كه يك دفعه صدا بلند شد هاى مار و هر كس از طرفى فرار ميكرد ديديم يك مار سر و ته يكى كه افعى بود آمد روبروى ما چنبر زد ما نمازمان را تمام كرده و سجده شكر هم كرده آنوقت مغرور خان خواجه را فرموديم آمد با چوبش مار را كشت در بين شام خوردن هم عقرب زرد بزرگى از پشت سر ما درآمد و كشتند روز جمعه هيجدهم صبح برخاستيم باد خنك خوبى ميآمد يكساعت از دسته گذشته سوار كالسكه شده رانديم توى كالسكه هم هوا بد نبود گاهى باد ميوزيد گاهى هم گرم بود هيچ جا مكث نكرده يكسر رانديم براى پيك كه اردو افتاده و آخر خاك زرند است سه فرسخ و نيم راه است آمديم توى سراپرده نهار صرف شد بعد از نهار جناب امين السّلطان بحضور آمد بعضى تلگرافها